{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسِمون تویِ چِشام ز‍ُل زَد و داد زَد تو خیلی بَدبَختی اِس

آسِمون تویِ چِشام ز‍ُل زَد و داد زَد تو خیلی بَدبَختی اِسمِ اَشکایِ تو میشه دَرد اِسم اَشکایِ مَن میشه بارون هیچی نَگُفتَم فَقَط به خودَم اومدَم دیدَم دردا اَز چِشمام سَرازیر شُدَن راست میگُفت مَن خِیلی بَدبَختَم
خـِیلی:)♡
دیدگاه ها (۲)

عشقم -درسم-علاقم- زندگیم*****😃

هه

پیامش روی صفحه ی گوشی بالا اومد ..."جلوی در دانشگاه منتظرتم ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۳۹و در رو رها کرد. تند در رو ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۳۵فقط نگاه کوتاهي بهم انداخت....

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط