((((( یا حسین )))))
((((( یا حسین )))))
حک شده بر لوحِ دل نقشِ ولایت , یا حسین .
سائلم بر درگه و دارالشّفایت , یا حسین .
هم سفینه یِ نجاتی بهرِ ابنایِ بشر .
مقتدایِ دین و هم نورِ هدایت , یا حسین .
در دلِ تاریخِ دورانی پر از رنج و عذاب .
سرمدیست اندیشه هایِ پر بهایت , یا حسین .
کاش بود در کنارِ تک تکِ یارانِ تو .
تا که می شد جانِ نا قابل فدایت , یا حسین .
عاشقم بر همّت و بر غیرتِ سقّایِ تو .
بر امیرِ لشکر و آن مه لقایت , یا حسین .
یاد از ایّامی که بودی زینتِ دوشِ نبی .
حنجرت هم بوسه گاهِ مرتضایت , یا حسین .
سخت و سنگین شد خزان , بر گلشنِ آلِ عبا .
هم بر آن سنگِ صبورِ نینوایت , یا حسین .
بس ستم ها دیده بعد از رحلتِ خیرالبشر .
فاطمه هم مرتضا هم مجتبایت , یا حسین .
من نمی دانم که در شامِ غریبان چون گذشت .
بر دلِ بیمار و غمگین پوریایت , یا حسین .
کودکی مظلومه را , دیدی تو در شامِ زبون .
زار و نالان در برِ تشتِ طلایت , یا حسین .
تار و پودم , تا قیامِ روزِ محشر غرقه اند .
در یَمِ آن عهد و پیمان و وفایت , یا حسین .
قرن ها بگذشته , امّا باز می آید به گوش .
ناله ها و ضجّه هایِ اُسرایت , یا حسین .
بارها مهمان شدم , اندر کنارِ مرقدت .
مرحبا بر دعوت و لطف و عطایت , یا حسین .
دل ز من آنجا ربودی , ای عزیزِ فاطمه .
جان به قربانِ مرامِ دلربایت , یا حسین .
** عشقبازی کرده ام با خاکِ درگاهت بسی .
چشمم از آن توتیا دارد حکایت , یا حسین .
چون شدم شایسته بر دیدارِ اهلِ بیتِ تو .
شاکرم بر درگهِ ربِِّ علایت , یا حسین .
طبعِ من پر می کشد , هر دم به سویِ کربلا .
التفاتی بر عظیمِ بی نوایت , یا حسین .
=================
شعراز عبدالعظیم عربی = خوزستان .
حک شده بر لوحِ دل نقشِ ولایت , یا حسین .
سائلم بر درگه و دارالشّفایت , یا حسین .
هم سفینه یِ نجاتی بهرِ ابنایِ بشر .
مقتدایِ دین و هم نورِ هدایت , یا حسین .
در دلِ تاریخِ دورانی پر از رنج و عذاب .
سرمدیست اندیشه هایِ پر بهایت , یا حسین .
کاش بود در کنارِ تک تکِ یارانِ تو .
تا که می شد جانِ نا قابل فدایت , یا حسین .
عاشقم بر همّت و بر غیرتِ سقّایِ تو .
بر امیرِ لشکر و آن مه لقایت , یا حسین .
یاد از ایّامی که بودی زینتِ دوشِ نبی .
حنجرت هم بوسه گاهِ مرتضایت , یا حسین .
سخت و سنگین شد خزان , بر گلشنِ آلِ عبا .
هم بر آن سنگِ صبورِ نینوایت , یا حسین .
بس ستم ها دیده بعد از رحلتِ خیرالبشر .
فاطمه هم مرتضا هم مجتبایت , یا حسین .
من نمی دانم که در شامِ غریبان چون گذشت .
بر دلِ بیمار و غمگین پوریایت , یا حسین .
کودکی مظلومه را , دیدی تو در شامِ زبون .
زار و نالان در برِ تشتِ طلایت , یا حسین .
تار و پودم , تا قیامِ روزِ محشر غرقه اند .
در یَمِ آن عهد و پیمان و وفایت , یا حسین .
قرن ها بگذشته , امّا باز می آید به گوش .
ناله ها و ضجّه هایِ اُسرایت , یا حسین .
بارها مهمان شدم , اندر کنارِ مرقدت .
مرحبا بر دعوت و لطف و عطایت , یا حسین .
دل ز من آنجا ربودی , ای عزیزِ فاطمه .
جان به قربانِ مرامِ دلربایت , یا حسین .
** عشقبازی کرده ام با خاکِ درگاهت بسی .
چشمم از آن توتیا دارد حکایت , یا حسین .
چون شدم شایسته بر دیدارِ اهلِ بیتِ تو .
شاکرم بر درگهِ ربِِّ علایت , یا حسین .
طبعِ من پر می کشد , هر دم به سویِ کربلا .
التفاتی بر عظیمِ بی نوایت , یا حسین .
=================
شعراز عبدالعظیم عربی = خوزستان .
- ۱۲.۶k
- ۱۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط