{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه پشت پلکها مشغول پنهان کاری اند،

گرچه پشت پلکها مشغول پنهان کاری اند،
چشمهایت بر خلاف آنچه می پنداری اند!

من تب آغوش دارم،دستها را "سد" مکن
"رود"ها با آرزوی وصل دریا جاری اند

عشق ،ای پیشامد زیبای ماضی بعید
هیچ میدانی که آثار تو استمراری اند؟
دیدگاه ها (۱)

دست طــراح لب و چشم تو بس مشغول استدست من بر سر زلفـــت به ه...

توی چشمت چقدر آدم هاداس ها را به باغ من زده اندسیب بکری برای...

کاش می شد شبی زمستانی با تو در کوچه ای قدم بزنمتو برایم غزل ...

عـــ ــ ــکس تـــــــو رابه سقفــــــ آسمــ ــ ــان سنجــــا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط