{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{سناریوی شماره ۱}

{سناریوی شماره ۱}
|| پارت بیست چهارم ||
نام سناریوی:
《دوست دارم 》

از زبان هیچ کس🙂
ها چیه ؟ نوبتی هم باشه نوبت اونه

یومی با لبخند گفت: "می ببینیم! اما تو خوب 😂
باکوگو " پرو 💢😏

باکوگو " یومی...دهنت شکلاتی

[برای اولین بار اسمش رو صدا زد ]

یومی " ها چی
[توی فکر که چرا از کلمه نفله استفاده نکرد ]

باکوگو " اینجا
یومی " کجا ؟
باکوگو " وایسا
( خودش براش پاکش کرد )
یومی " [در صد سرخی ۴۰ درصد] م...ممنون
باکوگو" خواهش [نیش خند ]

بعد از این اتفاق دیگه حرف رد و بلد نشد
بستنی ها رو که خوردن[ باکوگو حساب کرد 😎💸]
رفتن بیرون

یومی " باکوگو من خستم میخوام برم استراحت کنم ساعت ۶ هم آزمون برای همه و ما هم هستیم به اضافه ی کلاس B¹ مسابقه گروهی هم هست
باکوگو " باشه میام دنبالت
یومی " اگه دیر کردی .... باشه
باکوگو " [پوز خند ] باشه پس خدافظ
یومی " خدافظ [خیلی خیلی کیوت ]
بعد رفتن استراحت کنن

ادامه دارد ۰۰۰
ببخشید این خیلی کوتاه شد
نظر هاتون خوشحالم میکنه پس نظر بده فقط لایک نکن من نظر رو بیشتر از لایک دوست دارم 💬
دیدگاه ها (۲۳)

تو رو خدا کپی‌ نکن لطفاااا😭🎀تقدیم به شما دنبال کننده های عزی...

🎉✨️🎊🎀سال نو ی همتون پر شادی 🎀🎊✨️🎉راستی به احتمال زیاد امروز ...

سناریوی باکوگو و میدوریا باکودکو

{سناریوی شماره ۱} || پارت بیست سوم || نام سناریوی:《دوست دا...

پارت نمیدونم چند.. فک کنم ۴۷

فرشته کوچولو(۲).......پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط