{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریوی شماره

{سناریوی شماره ۱}
|| پارت بیست سوم ||
نام سناریوی:
《دوست دارم 》

یومی و باکوگو به سمت کافه اردوگاه رفتند و در حین راه، درباره‌ی مبارزه و تکنیک‌های جدیدی که یاد گرفته بودند صحبت کردند.

باکوگو: "فکر می‌کنم اگر بیشتر روی جاذبه‌ات کار کنی، می‌تونی خیلی قوی‌تر بشی نفله! تو واقعاً استعداد داری ولی از من نمیتونی بزنی جلو"

یومی: "ممنون! وایسا من نمتونم از تو جلو بزم
اما تو هم باید روی قدرت انفجاریت کار کنی
. واقعاً ترسناک بود!"
چت بود مثل دیوانه ها حمله مکردی

باکوگو با خنده گفت: "آره نمیتونی
هه هه! چون هیچ چیزی نمی‌تونه من رو متوقف کنه!" این سبکه مبارزم نکنه باید از سبکی که حرف انتخاب میکنه استفاده کنم

یومی " دوباره شروع کردی ؟

باکوگو" ببخشید چقدر شما حساسین { پوز خند }

یومی " 👿+💢+😂=

وقتی به کافه رسیدند، یومی بستنی توت‌فرنگی و باکوگو بستنی شکلاتی سفارش دادند. 🍓🍫

یومی: "این بستنی واقعاً خوشمزه است! نمی‌تونی تصور کنی چقدر منتظرش بودم تا بیارش."

باکوگو: " خوشحالم که خوشت امد نفله

یومی: " (لبخند) حالا که به اینجا رسیدیم، چه برنامه‌ای برای تمرین داریم؟"

باکوگو: " ولش کن ولی حالا‌ که گفتی ...فکر می‌کنم باید روی تکنیک‌های جدید کار کنیم.

یومی " آره آره درسته

باکوگو: "و دفعه بعد، من باید برنده بشم!"

یومی با لبخند گفت: "می ببینیم! اما تو خواب 😂
باکوگو " پرو 💢😏

ادامه دارد

ادامش رو نوشتم
اگه کامنت بزارین متقاعد کنید که بزارم میزارم 😇

بینید من چقدر خوبم 😂💓
دیدگاه ها (۲۱)

سناریوی باکوگو و میدوریا باکودکو

{سناریوی شماره ۱} || پارت بیست چهارم || نام سناریوی:《دوست ...

سناریوی شماره ۱} || پارت بیست دوم || نام سناریوی:《دوست دار...

قسمت ۲۱ مبارزه شون ؟بگیددددراستی کی فیلترشکن داره؟

اسم: نداره خودتون پیشنهاد بدین ریوکی(riyuki) اسم شماست**ویو ...

با دیدن تو زندگیم زیر رو شد (پارت 5)لیا: یهو 4 تا دختر جلو ...

سناریو تک پارتی: ایزوکو میدوریا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط