باور نداشتمکه زنی بتواند شهری را بسازدو به آن آفتاب و دریا ببخشد.دارم از یک شهر حرف می زنمتو سرزمین منی؛ صورت و دستهای کوچکت، صدایت.من آنجا متولد شده امو همانجا می میرم...