{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره

بالاخره 😅
☆☆☆☆☆موقعیت☆☆☆☆☆
((صدای خروپف باکوگو))
میدوریا با صدای خابالو:کاچان کم تر خروپف کن!🥱((۲ ثانیه مکث )) صب کن کاچان‌؟! تودوروکی؟! ما تو یه تخت چیکار می کنیم؟! چرا شما دوتا لختیتد؟! چرا خودمم لختم!؟
با صدا ی داد بی داد حاج آقا اون تا هم بیدار شدن
کاچان:دکو ی نفله تو اتاقه من چه غلطی می کنی؟!💢💢 اون نفله ی دو تیکه که هم اینجاست!💢💢💢 چرا شما ها لختید؟!💢💢 چرا منم لختم ؟!💢💢💢
شوتو: چرا دقیقا رو به رومون یه آینه به اون گندگیه؟
کاچان: چه ربطی داره نفله ی دو تیکه؟!💢💢💢💢
میدوریا: راست می گه کاچان زیادی گندست!
شوتو دستش رو گذاشت رو لبه ی تخت و یه لایه ی نازک تا آینه برد و سرد کرد و اون یه دفه خیلی سرد شد شکست....
۳ تاشون:هااااااااا؟!؟!؟!؟!
دیدن که بچه های کلاس پشته آینه که نه اون شیشه با حالا که از داخل آینن از برون شفافن بود و داشتن نگا می کردن 😂
حالا کاچان بودو بچه ها بدو. میدوریا و شوتو هم داشتن فک می کردن چطوری برن که معلوم نشن و یه دفه فهمیدن که شلوار پاشونه😂🤦🏻‍♀️
قصه ی ما به سر رسید کلاغ به خونش نرسید😂
楽しんでいただければ幸いです💞💖
دیدگاه ها (۳۱)

بچه‌ها کیوکا_چان رو حتما فالو کنیددددد

این شینوبو ی ..... این فک رو انداخت تو سر گیو؟!😤😤楽しんでいただければ幸...

ای خدا بمیرم پاش نمی رسه😄😆 ☆☆☆☆☆موقعیت☆☆☆☆باکوگو: خب دکو ی ن...

دوست دارید با این یه سناریوی تک قسمتی بنوسیم؟

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁴"روی تخت دراز کشیدو به سقف خیره شد..خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط