{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده...
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ،
تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم...
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،
چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ،
هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت
دیدگاه ها (۱)

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پا...

ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﺧﺎﻁﺮﻡ ﺟﺎﺭی ﺳﺎﺧ...

این جرم من است....عاشقی... ✽•· به آغــوشِ تو مُحتاجَــم بَر...

شــبي شـــاید امــشبـــ ... از هیاهوے واژه ها خسته شده ا...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

پارت ۳۷:مرور خاطرات(تهیونگ)بعد از مهمانی خواستم سولار رو آرو...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط