{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part⁵
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
داشتم بالینو بحث میکردم که اون به اکیپش گفت من رو کتک بزنن اون موقع استرس کل بدنم رو گرفت خیلی ترسیده بودم . اون عوض.ی ها هر قدم که نزدیک تر میشدن بیشتر میترسیدم . دونفر بودن و با لینو میشدن ۳ نفر. یکیشون دست سمت راستم رو گرفت و اون یکی هم دست سمت چپم رو گرفت
_هییی عوض‌ییی ها ولم کنیددد
سعی‌ کردم فرار کنم ولی بی‌فایده بود....
اونها منو جلوتر بردن و پرتم کردم طوری که زانوم زخم شد. میخواستم به زانوم نگاه کنم که یکیشون با لگد به شمکمم زد و درد خیلی زیادی داشت. از درد زیاد دستام رو دور دلم حلقه کردم ولی اونها شروع کردن به لگد زدن به من...
_بالخره تموم شد(با خودش گفت)
چشمام رو باز کردم و لینو رو پشت اون دوتا دیدم که داره بهم میخنده (لبخند بدون صدا)
زنگ کلاس خورد و این سه تا بدون ذره ای توجه به من رفتن سمت کلاس درس و منو اینجا تنها گذاشتن . خواستم بلند شم اما دردی که داشت اجازه این کار رو نمی‌داد
_لعنت به این وضع (زیر لب زمزمه کرد)

ویو لینو
بعد از اینکه اون دختر هر.زه رو زدیم رفتیم سمت کلاس و هرکدوممون سمت جای خودش نشست . بعد از دو دقیقه دبیر ریاضی اومد داخل و شرع کرد به حضور غیاب (علامت معلم÷)
÷خب...پس فقط ا.ت غایبه ؟ چرا باید توی روز اول مدرسه اش غایب کنه؟
یکی از بچه ها گفت:حتما داره مدرسه را دید میزنه و یادش رفته بیاد سرکلاس
÷شاید همینطوره پس...لینو برو دنبال ا.ت
+من؟چرا من؟
÷همین که گفتم برو دنبالش
×شیر تو این زندگی(زیر لب زمزمه کرد)

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

#چندپارتی #لینو #استری_کیدز {My enemy}part⁶.....ویو ا.ت دیگه...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part⁷.....ویو ا.ت مدرسه...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part⁴.....ویو ا.ت وسایل...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part³.....ویو ا.ت رفتم ...

دو پارتی از لینو.وقتی میخوای بهش اعتراف کنی اما.... علامت ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط