📝

📝

همه‌مان به مقصد می‌رسیم، شاید کمی زودتر، شاید کمی دیرتر، آن‌قدر زود و آن‌قدر دیر که مقصد برای دل‌هامان نه محل توقف، که محل گذر باشد، گذرگاهی موقتی برای عبور.
شاید کمی دیر، شاید کمی زود، شاید کمی سخت، ولی خواهیم رسید.
می‌رسیم و نگاه سردی به اطراف می‌کنیم که یعنی همین؟! و به قصد مقصدی دست‌نیافتنی‌تر به راه می‌افتیم.
و دوباره به مقصد دیگری می‌رسیم و دوباره نگاه تأسف‌باری می‌کنیم و دوباره ادامه می‌دهیم.
تا وقتی نرسیده‌ایم تشنه‌ایم به رسیدن و زمانی که می‌رسیم، توقعمان بیشتر می‌شود و تشنه‌تر می‌شویم برای عبور. دائما در نوسانیم میان رفتن و رسیدن و نایستادن. دائما در نوسانیم میان از دور خواستن‌ها، رسیدن‌ها و از نزدیک، نخواستن‌ها.
ما آدم‌ها آدمِ حرکت کردنیم، آدمِ جریان داشتن،
و مقصدها بهانه‌های کوچکی‌اند برای ادامه...

‌👤 نرگس صرافیان طوفان
دیدگاه ها (۱)

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

شاید میان بوی #باران و عطر چاییکسی پیدا شود که طلسم این همه ...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها فقط به این دنیا میان تا یادمون ب...

عشق، آدم را از نو می‌سازد…🕊️❤️گاهی عشق فقط وارد زندگی آدم نم...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

عاشقانه های شبنم

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

پارت ۱۴ .... اعتراف

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط