پارت نهم
پارت نهم..🪐
........🫂⭐️
پروانه های درونمون
ایگورو:امروز با کانروجی میریم مهمونی چه باحال...نمی دونم باید واسه شام چیکار کنم باید ماسکم رو بردارم 🫣
سانمی:نمیدونم تسوتاکو چان میخواد چیکار کنه فک کنم خوش بگذره ...
مویچیرو:این اولین باره مهمونی با هاشیرا ها میرم یعنی چجوریه؟استرس دارم
گیومی:تسوتاکو چان خیلی مهربونن ازشون بابت مهمونی تشکر میکنم
تنگن:خیلی بده که نمی تونم با زنام باشم یعنی تمیوکا میخواد چییکار کنه؟
کیوجورو:قرار غذا های خوشمزه بخوریم عالیه..
ارباب و آمانه ساما:از تمیوکا ممنونم که همچین مهمانی ترتیب دادن...
......... ...........
..
ویوی تسوتاکو: دستت درد نکنه هیکاری
نویسنده(هیکاری):خواهش میکنم من کم کم میرم
تسو:خدافظ
هیکاری:خدافظ
(برش زمانی ساعت ۸ شب)
همه هاشیراها اومده بودن و پشت در بودن
من با لباس خیلی خشگلی در رو باز کردم و با لبخند گفتم: خوش اومدین .. بفرمایید تو
همه به گیو نگاه میکردن که جارو دستش بود و داشت حیاط باز هم جارو میزد همه توجهشون به گیو رفت و شینوبو گفت:
تسوتاکو چان مثل اینکه گیو رو خوب تربیت کردی
تسوتاکو یه دستش رو روی کمرش و یه دست دیگش رو روی سر گیو گذاشت و لبخند رضایت مندانه ای زد او گفت :درسته..هرچند گیو خیلی کار توی خونش خوبه .. گیو آهی کشید او گفت :بفرمایید تو
تسوتاکو :اوه درسته اصلا هواسم نبود بفرمایید غذاهای خوشمزه ای درست کردم
و همه وارد شدن و گل رو به تسوتاکو دادن و اون هم تشکر کرد....🫂
........ .......
= ❤️
پایان پارت حمایت فراموش نشه🫂⭐️🪐
........🫂⭐️
پروانه های درونمون
ایگورو:امروز با کانروجی میریم مهمونی چه باحال...نمی دونم باید واسه شام چیکار کنم باید ماسکم رو بردارم 🫣
سانمی:نمیدونم تسوتاکو چان میخواد چیکار کنه فک کنم خوش بگذره ...
مویچیرو:این اولین باره مهمونی با هاشیرا ها میرم یعنی چجوریه؟استرس دارم
گیومی:تسوتاکو چان خیلی مهربونن ازشون بابت مهمونی تشکر میکنم
تنگن:خیلی بده که نمی تونم با زنام باشم یعنی تمیوکا میخواد چییکار کنه؟
کیوجورو:قرار غذا های خوشمزه بخوریم عالیه..
ارباب و آمانه ساما:از تمیوکا ممنونم که همچین مهمانی ترتیب دادن...
......... ...........
..
ویوی تسوتاکو: دستت درد نکنه هیکاری
نویسنده(هیکاری):خواهش میکنم من کم کم میرم
تسو:خدافظ
هیکاری:خدافظ
(برش زمانی ساعت ۸ شب)
همه هاشیراها اومده بودن و پشت در بودن
من با لباس خیلی خشگلی در رو باز کردم و با لبخند گفتم: خوش اومدین .. بفرمایید تو
همه به گیو نگاه میکردن که جارو دستش بود و داشت حیاط باز هم جارو میزد همه توجهشون به گیو رفت و شینوبو گفت:
تسوتاکو چان مثل اینکه گیو رو خوب تربیت کردی
تسوتاکو یه دستش رو روی کمرش و یه دست دیگش رو روی سر گیو گذاشت و لبخند رضایت مندانه ای زد او گفت :درسته..هرچند گیو خیلی کار توی خونش خوبه .. گیو آهی کشید او گفت :بفرمایید تو
تسوتاکو :اوه درسته اصلا هواسم نبود بفرمایید غذاهای خوشمزه ای درست کردم
و همه وارد شدن و گل رو به تسوتاکو دادن و اون هم تشکر کرد....🫂
........ .......
= ❤️
پایان پارت حمایت فراموش نشه🫂⭐️🪐
- ۸۴۲
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط