{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادته بهت زل میزدم بهم میگفتی چته؟

یادته بهت زل میزدم بهم میگفتی چته؟

 

میگفتم اخ چه عروسی میشی تو.نه؟

 

محشر میشی واااااااااایییییییییی.

 

بلند میخندیدی و دماغمو میکشیدی

 

میگفتی تو که باز اشتباه گرفتی 

 

اونی که محشر و خوچمل میشه اقای منه فهمیدی؟

 

شدی سهم خاک و داغ دیدنت تو لباس عروس موند به دلم....
دیدگاه ها (۲۷)

شب خوش

فاطمه خانوم تولدت مبارک ❤

پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!دختر: ت...

فاصله دخترکوچولو تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط