{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی

و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهی
سرایم  مأمن آشفته حالی میشود گاهی

پس از عمری قرار عاشقانه  تازه فهمیدم
شِکر با قهوه ی یادت چه عالی میشود گاهی

جدا  از سرزمین طور چشمانت  نفس هایم
به سان دوره گردی  لاٱبالی میشود گاهی

اگر چه شادم از  عطر حضورت در دلم اما
هوای شرجی چشمم شمالی میشود گاهی

گل احساس این غمدیده دور از عطر آغوشت
به سان غنچه ای بر دار قالی میشود گاهی

شبی گفتی به خلوت بی نهایت عاشقم هستی
از آن ساعت دلم حالی به حالی میشود گاهی

تو گفتی با منی اما نگفتی در غیاب من
دلت دلتنگ خوبان اهالی میشود گاهی

زمین بایر دلدادگی هایم  پس از کوچت
دچار ضربه های خشکسالی میشود گاهی

و سقف آرزوهایم ، سُفالی میشود گاهی
و شعر از واژه ی  احساس خالی میشود گاهی
دیدگاه ها (۰)

و جایت در غزلهایم چه خالی میشود گاهیسرایم  مأمن آشفته حالی م...

حال من با دیدن رویت چه #عالی می شود آمدی امشب دلم حالی به حا...

خداوندا.... خودت گفتی همین نزدیک نزدیکیاز اشک نیمه شب هایم ،...

آرام جانم🦋💞🦋دستهایم، چقدر به دو طرفِ صورتت می آیند وقتی عاشق...

من محبت میفروشم، تو محبت میخری ؟خسته از تنهاییم ،من را به هم...

این متن بسیار زیبا و احساسی است من که خیلی به دلم نشست مادر...

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

چقدر همرو دقیق گفت 🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط