{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم،

بچه که بودم،
همیشه از موهای فرفریم متنفر بودم.
خیلی سخت شونه میشدن و از شونه
کردنشون خسته میشدم،
تا اینکه بزرگ شدمو اون وارد زندگیم شد.
یادمه اولین بار که موهامو دید،
گفت:چه موهای فرفری قشنگی داری،
من عاشق موهای فرفری ام.
دروغ چرا؟از اون به بعد
خودمم عاشق موهای فرفریم شدم،
به حدی که موقع شونه کردن،همش
مواظب بودم
فرفریاش خراب نشن.
آره،عشق همینقدر قشنگه.💜
دیدگاه ها (۲)

من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت ها به دستهایم نگاه م...

همین

میخوام دستتونو بگیرم یه سفر مجازی ببرمتونبا آرامش بخوابید:)

دریاچه قوپارت۳۹ یه فسقلیی اینجا مارو دید میزنه!(خنده عصبی)-(...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۳۲صبح با هزار ترس و لرز سوار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط