{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺷﺘم

ﻋﺠﻠﻪ ﺩﺍﺷﺘم
ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ...
ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻡ
ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩ!
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﮕﻮﯾﺪ: ﮐﻮﺭﯼ؟!

ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﻢ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ...

ﺑﻪ ﮔﻤﺎنم ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩ..!!
دیدگاه ها (۱)

گر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می...

ای انتظار پس کی به پایان می رسی و چون، به پایان رسی بی تو چگ...

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت،اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخ...

اگر دل است به جان می‌خرد هوای تو را،و گر تن است به دل می‌کشد...

خاطره من !!ﺳﺎﻝ۸۷ بودﺩ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ...

#سخن_خدا ﻭَﻟَﺎ ﺗَﺤْﺴَﺒَﻦَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻗُﺘِﻠُﻮﺍْ ﻓِﻲ ﺳَﺒِﻴﻞِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط