ویو ات
ویو ات
با نینا جشن گرفتم و بخشیدمش..بدنم هنوز ضعیف بود اما با کمک تهیونگ کنار اقیانوس نشسته بودم و با نینا گپ میزدم
÷ارباب اذیتت میکرد؟
- یکم..
یکم؟بدترین کارارو باهام کرده بود ولی دلم نمیومد بگمش..اواخر خیلی تغییر کرده بود..با صدای نینا به خودم اومدم
÷دلم برای بغل هاش تنگ شده..ولی واقعا من خیلی دوسش داشتم
چرا این حرفش بهم بر خورد؟چرا حسودی کردم؟ولی جونگکوک منو زیاد بغل نمیکرد اگرم میکرد فقط برای بلند کردنم بود نه از روی عشق
+(بغض)
÷ا..ا.ت خوبی؟
+ا..اره ببخشید
صدا دوباره تو گوشم پیچیپ
¢چیه ناراحت شدی؟ارباب جونگکوک نینا رو خیلی با عشق بغل میکرده ولی تورو فقط زمانی که میخواسته بلندت کنه..خیلی ناراحت کنندست میدونم...
میشه تمومش کنی؟من ناراحت نیستم
¢ولی من قلبتم.. میدونم ته دلت چی میخوای
من آزادی میخواستم و الان دارمش... میخوام جونگکوک و فراموش کنم..عذابایی که بهم داد و فراموش کنم..
¢تو دلت برای وقتایی که مهربون بود ضعف میرفت و حاضری دوباره برگردی پیشش حتی اگه ببندتت هم اکیه ولی میخوای باهات مهربون باشه...مگه نه؟
+نخیرمممم (داد)
÷ات؟
هف..
+ببخشید با تو نبودم..تو مگه نامزد نداری؟
÷عاممم چرا دارم...حرفایی که راجب ارباب زدم از روی عشق نبود
+آهان...
نینا که داشت به اقیانوس نگاه میکرد سرشو سمت ات برگردوند
÷دلت براش تنگ نمیشه؟
¢همین الانشم دارم از دلتنگی میمیرم
خفه شو خفه شوووو
+نه. ادم دلش برای شکنجه گرش تنگ نمیشه نینا.. شاید با تو خوب بوده ولی منو یک فاکینگ ماه به زنجیر میبسته حتی وقتی پریود شدم هم بازم...
-من یه خونه گربه دارم یعنی داخلش ۱۵۶ تا گربه و بچه گربه از هر نژادی هست اگه بخوای میبرمت اونجا
-زنم
-بسه..انقدر به خودت آسیب نزن لی ات
-خوبی؟؟بدنت درد میکنه؟باز کنم زنجیرارو؟چیزی میخوای؟
÷بازم چی؟ات خیلی تو فکری میخوای بری خونه استراحت کنی؟
با نینا جشن گرفتم و بخشیدمش..بدنم هنوز ضعیف بود اما با کمک تهیونگ کنار اقیانوس نشسته بودم و با نینا گپ میزدم
÷ارباب اذیتت میکرد؟
- یکم..
یکم؟بدترین کارارو باهام کرده بود ولی دلم نمیومد بگمش..اواخر خیلی تغییر کرده بود..با صدای نینا به خودم اومدم
÷دلم برای بغل هاش تنگ شده..ولی واقعا من خیلی دوسش داشتم
چرا این حرفش بهم بر خورد؟چرا حسودی کردم؟ولی جونگکوک منو زیاد بغل نمیکرد اگرم میکرد فقط برای بلند کردنم بود نه از روی عشق
+(بغض)
÷ا..ا.ت خوبی؟
+ا..اره ببخشید
صدا دوباره تو گوشم پیچیپ
¢چیه ناراحت شدی؟ارباب جونگکوک نینا رو خیلی با عشق بغل میکرده ولی تورو فقط زمانی که میخواسته بلندت کنه..خیلی ناراحت کنندست میدونم...
میشه تمومش کنی؟من ناراحت نیستم
¢ولی من قلبتم.. میدونم ته دلت چی میخوای
من آزادی میخواستم و الان دارمش... میخوام جونگکوک و فراموش کنم..عذابایی که بهم داد و فراموش کنم..
¢تو دلت برای وقتایی که مهربون بود ضعف میرفت و حاضری دوباره برگردی پیشش حتی اگه ببندتت هم اکیه ولی میخوای باهات مهربون باشه...مگه نه؟
+نخیرمممم (داد)
÷ات؟
هف..
+ببخشید با تو نبودم..تو مگه نامزد نداری؟
÷عاممم چرا دارم...حرفایی که راجب ارباب زدم از روی عشق نبود
+آهان...
نینا که داشت به اقیانوس نگاه میکرد سرشو سمت ات برگردوند
÷دلت براش تنگ نمیشه؟
¢همین الانشم دارم از دلتنگی میمیرم
خفه شو خفه شوووو
+نه. ادم دلش برای شکنجه گرش تنگ نمیشه نینا.. شاید با تو خوب بوده ولی منو یک فاکینگ ماه به زنجیر میبسته حتی وقتی پریود شدم هم بازم...
-من یه خونه گربه دارم یعنی داخلش ۱۵۶ تا گربه و بچه گربه از هر نژادی هست اگه بخوای میبرمت اونجا
-زنم
-بسه..انقدر به خودت آسیب نزن لی ات
-خوبی؟؟بدنت درد میکنه؟باز کنم زنجیرارو؟چیزی میخوای؟
÷بازم چی؟ات خیلی تو فکری میخوای بری خونه استراحت کنی؟
- ۲.۴k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط