از یجایی به بعد دیگه باید پناه برد به
از یجایی به بعد دیگه باید پناه برد به
تنهایی، به رفتن، به رفتن، به رفتن،
به فراموش شدن،
از یه جایی به بعد باید حصارهای دورت رو بلند تر کنی، تنهاییت رو وسیع تر و بزرگتر کنی،
از یه جایی به بعد باید کمتر حرف بزنی،
کمتر،
کمتر،
یا شاید سکوت کنی برای یه مدت نامعلوم انقدر که حرف زدن یادت بره ته ته پر حرفیت بشه چند کلمه با یه لبخند...
تنهایی، به رفتن، به رفتن، به رفتن،
به فراموش شدن،
از یه جایی به بعد باید حصارهای دورت رو بلند تر کنی، تنهاییت رو وسیع تر و بزرگتر کنی،
از یه جایی به بعد باید کمتر حرف بزنی،
کمتر،
کمتر،
یا شاید سکوت کنی برای یه مدت نامعلوم انقدر که حرف زدن یادت بره ته ته پر حرفیت بشه چند کلمه با یه لبخند...
- ۱.۴k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط