{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از یجایی به بعد دیگه باید پناه برد به

از یجایی به بعد دیگه باید پناه برد به
تنهایی،‌ به رفتن، به رفتن، به رفتن،
به فراموش شدن،
از یه جایی به بعد باید حصارهای دورت‌ رو بلند تر کنی، تنهاییت رو وسیع‌ تر و بزرگتر کنی،‌
از یه جایی به بعد باید کمتر حرف بزنی،
کمتر،
کمتر،
یا شاید سکوت کنی برای یه مدت نامعلوم انقدر که حرف زدن یادت بره ته ته پر حرفیت بشه چند کلمه با یه لبخند...
دیدگاه ها (۳)

همیشه چیزای بد با حضور یه آدم خوب قابل تحمل میشن!مثلا فرض کن...

آدمها به هرحال شما را قضاوت خواهند کرد ...زندگیتان را صرفِ ت...

احساسم به تو را چه بنامم؟دوست داشتن؟عشق؟نیاز؟یا...نمی دانم!ن...

-اگر حرف‌های دلم،بی اگر بود!اگر فرصتِ چشمِ من، بیشتر بود...ا...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

ته ره

رمان خرس عسلی پارت ۱۳ امگا ها بعد از رفتن الفا ها به طرف خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط