{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا که سرد می شد:

هوا که سرد می شد:
می گفت:لباس گرم بپوش
حالم که بد می شد
آغوشش را می گشود...
غر کــه میزدم
بی هیچ حرفی می بوسید...
مگر می شود دوستش نداشت..؟
دیدگاه ها (۱۷)

دوســت دارم چون زلیخاباشم ومجنون تـــویـوسف دوران من باشیودر...

جمعه ها حس عجیبی ست میان من و دل دل آواره به تکرارتو را می خ...

سرخی ِلبانت نایاب ترین ماهی اقیانوسو ‌من کوسه ای که بوی خون ...

پاییز این زیبای دل فریب با آن همه ناز و کرشمه عزم‌ رفتن دارد...

قلب های شکسته قسمت ۱۳آلبرت شانه بالا انداخت. «هیچی. فقط گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط