{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها نزدیک بود امشب بد بلایی سرم بیاد خداروشکر میکنم

بچه ها نزدیک بود امشب بد بلایی سرم بیاد خداروشکر میکنم
که الان تو بیمارستان نیسم
فقط خدا منو نگه داشت و بس
امشب چند نفر مست کرده بودن تو یه پیکان خلاصه منم داشتم میرفتم اومدن گیر دادن مسخره بازی در اوردن
خلاصه وایسادیم درگیر شدیم اونا سه نفر بودن من یه نفر خلاصه تو اونجایی که میتونسم زدم ولی نامرد ها از پشت با چوب زدن تو کمرم
تا اومدن با کارد بزنن دیگه جدامون کردن منم سریع رفتم
ولی کمر داغونه
شبتون خوش😢
دیدگاه ها (۱۵)

.

واقعا خداروشکر که این حرومزاده دستگیر شدفرار کرده بود رفته ب...

.

.

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p6 رفتیم داخل ولی هم وسا...

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط