{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میشه برق اتاق روشن باشه؟!

میشه برق اتاق روشن باشه؟!
آخه من تو تاریکی خوابم نمیبره ؛
از تاریکی می ترسم .
چشماش رو دوخته بود به لب هام . .
که بگم آره ؛
میشه برق اتاق روشن باشه .
دستم رو بردم لای موهاش و پیشونی بدون خطش رو بوسیدم .
دراز کشیدیم و زیر نور لامپ خوابیدیم . خوابیدیم نه ؛
خوابید . .
چون من همون آدمی بودم که تمام زندگیم با چشم بند می خوابیدم .
و با کوچکترین نوری خواب از سرم میپرید ؛
تا صبح به پهلو دراز کشیدم .
و پلک چشماش رو دیدم .
کرکره ی بسته ای که وقتی باز میشد دنیام رو داخلش میدیدم .
اولین شبی بود که کنارم خوابید ؛
اولین شبی بود که کنارش تا صبح بیدار موندم‌ . .
از اون شب دیگه هیچ شبی چراغ اتاق خوابم شب ها خاموش نشد ؛
کم کم عادت کردم به زیر نور خوابیدن .
باور کردنش سخته ولی من عادت کردم به عادتش .
دیگه هیچ وقت تو تاریکی خوابم نبرد ؛
حتی وقتی سال ها از رفتنش گذشته بود من زیر نور میخوابیدم .
میدونی چیه آدم عادت میکنه به عادت های کسی که دوسش داره .
انقدر که حتی وقتی رفت اون عادت‌ها میشه یادگار بودنش . .
حالا من پر از عادت هایی هستم که برای خودم نیست .
یادگاری مهمون‌هایی هست که اومدن تو زندگیم و رفتن . .
که تغییرم دادن و رفتن .
انقدر که دیگه یادم نمیاد عادت های خودم‌چی بوده .
امشب هیچ نوری تو این اتاق نیست ؛
دوست دارم برگردم به عادت های خودم حتی اگه یه عمر شب ها تا صبح خوابم نبره 🌚🍸
.
‌.
#ویسگون ، #عاشقانه ، #نوشته ، #بوی_یاس ، #نشر_راویس ، #مخاطب_خاص ، #شعر ، #عشق ، #دو_نفره ، #داستان ، #انتشارات ، #کتاب ، #غمگین
دیدگاه ها (۳)

لمسِ آغوشِ هوای تو در ریه های این مرد صدای موجِ اقیانوس زلف ...

_تو زندگیمون شاید خیلیارو بتونیم دوست داشته باشیم، درست یا غ...

پرسیدم کدام قسمت جدا شدن از همه سخت تر و کشنده تر است؟!گفت ش...

طرز خودکشی هر کس منحصر به فرد خودشه یکی دیگه لباسای شیک نمیپ...

+جونگوک میتونی بهم بگی تاریکی چی داره که انقدر وابسته این تخ...

تا به حال درباره ی تئوری آفتابگردون شنیدی؟میگن وقتی میخوای ب...

چند پارتی جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط