با کامنت های زیباتون خوشحالم کنید لطفاا
با کامنت های زیباتون خوشحالم کنید لطفاا۱🍓
در قلب جنگلی که نفسهای یلدا بر آن سایه افکنده بود، گلبرگهای سرخِ عشقی یخزده، استوار بر ساقهای که سرمای زمان را تاب آورده بود، میدرخشیدند. هر قطره شبنم یخی که بر گونههایش نشسته بود، گویی اشک شوقی بود که از یادِ گرمای آغوش تو، بر چهرهاش جاری شده بود.
اینجا، در سکوتِ سپیدِ جنگل، عطرِ حضورِ تو موج میزند. یادِ تو، چون پرتوِ نوری گرم، تار و پودِ این سرما را میشکافد و به قلبِ یخزدهام جان میبخشد. هر خاری که بر ساقه استوارش پیچیده، نمادی است از سختیهایی که عشقِ ما بر آنها پیروز شده و هر دانهی برف که بر تاجِ گلش نشسته، گواهِ عمقِ عشقی است که تا ابدیت یخ نخواهد زد.
ای کاش میتوانستم دست بر آن گلبرگهای سرد بکشم و گرمای دستانت را حس کنم. ای کاش میتوانستم در این جنگلِ خاموش، پژواکِ صدای تو را بشنوم و با یادِ چشمانت، این سرمایِ تنهایی را از جانم بروبایم.
این گلِ رز، نه فقط نمادی از زیباییِ یخزده، که تجسمِ عشقِ جاودانهی ماست؛ عشقی که در سختترین شرایط، همچنان استوار، سرخ و پرشور باقی میماند.
در قلب جنگلی که نفسهای یلدا بر آن سایه افکنده بود، گلبرگهای سرخِ عشقی یخزده، استوار بر ساقهای که سرمای زمان را تاب آورده بود، میدرخشیدند. هر قطره شبنم یخی که بر گونههایش نشسته بود، گویی اشک شوقی بود که از یادِ گرمای آغوش تو، بر چهرهاش جاری شده بود.
اینجا، در سکوتِ سپیدِ جنگل، عطرِ حضورِ تو موج میزند. یادِ تو، چون پرتوِ نوری گرم، تار و پودِ این سرما را میشکافد و به قلبِ یخزدهام جان میبخشد. هر خاری که بر ساقه استوارش پیچیده، نمادی است از سختیهایی که عشقِ ما بر آنها پیروز شده و هر دانهی برف که بر تاجِ گلش نشسته، گواهِ عمقِ عشقی است که تا ابدیت یخ نخواهد زد.
ای کاش میتوانستم دست بر آن گلبرگهای سرد بکشم و گرمای دستانت را حس کنم. ای کاش میتوانستم در این جنگلِ خاموش، پژواکِ صدای تو را بشنوم و با یادِ چشمانت، این سرمایِ تنهایی را از جانم بروبایم.
این گلِ رز، نه فقط نمادی از زیباییِ یخزده، که تجسمِ عشقِ جاودانهی ماست؛ عشقی که در سختترین شرایط، همچنان استوار، سرخ و پرشور باقی میماند.
- ۱۴۱
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط