{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره یک روز صبح بیدار می‌شویم و می‌بینیم که باران باری

بالاخره یک روز صبح بیدار می‌شویم و می‌بینیم که باران باریده. اشک‌ها را شسته، غم‌ها را برده و دکه‌های روزنامه فروشی و کلمات دروغ روزنامه‌ها را آب برده، همه جا تر و تازه شده و رنگین کمان‌ها بیرون زده‌اند و همه جا رنگ آرامش گرفته. بالاخره یک روز صبح بیدار می‌شویم و می‌بینیم که هوا آفتابیست.
دیدگاه ها (۳)

روانشناسان معتقدند، زنانی که بیشترین دوستان آن‌ها را مردها ت...

در دوران انقلاب فرانسه هزاران تن از مخالفان به دستور دولت با...

ساختار استخوان دست این شکلی است!

باور کنین بعید نیست اگه تو همچین شرایطی هم باشن بازم همچنان ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.اما بالاخره نگاهش...

پدرخوانده پارت : ۱۹ نسیم خنکی روی سطح آب می‌وزید. نااون کتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط