{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق نتواند که دمی بی غم زیست

عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
بی یار و دیار اگر بود خود غم نیست

خوش آنکه بیک کرشمه جان کرد نثار
هجران و وصال را ندانست که چیست
#ابوسعیدابوالخیر
دیدگاه ها (۱)

زیبایی مرد به اخلاقزیبایی زن به مهربانیزیبایی زندگی به خوشبخ...

و شاید پایـــــ🍁 ـیزحکایت عشق زنجیروار برگ هاستهر کدام به خا...

مولاناما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ توما ناظر روح و روح نظار...

الهی ظاهری داریم شوریدهباطنی داریم در خوابسینه ای داریم پر آ...

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط