عاشق نتواند که دمی بی غم زیست

عاشق نتواند که دمی بی غم زیست
بی یار و دیار اگر بود خود غم نیست

خوش آنکه بیک کرشمه جان کرد نثار
هجران و وصال را ندانست که چیست
#ابوسعیدابوالخیر
دیدگاه ها (۱)

Attar#050622

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است ...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

عاشقانه ها

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :شباهت‌هایی بین این عال...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط