{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهت خیانت میکنه

وقتی بهت خیانت میکنه
p2

ات: باشه بریم

ویو فردا شب

ات: رفتم سریع دوش گرفتن مو هامو خشک کردم یه ارایش ملو کردن و لباسمم پوشیدم
(لباس ات استایل بعد)

ویو ات
جیمین زنگ زد و گفت برم پایین اومده بود دنبالم

جیمین: سلام

ات: سلام بیب

جیمین: بریم

ات: بریم

ویو جیمین

رسیدیم و رفیتم داخل

ات یکی از دوستاش و دید و رفت پیشش ولی حواسم بهش بود یهو یه دختره اومد سمتم(علامت دختره:¤)
:¤سلام

جیمین: سلام

¤:چه آقای جذابی

جیمین: ممنون

ویو ات

داشتم با دوستم حرف میزدم که دیدم جیمین بایه دختره گرم گرفته گفتم خب اشکالی نداره قتی من با یه پسر گرم میگیرم جیمین حرفی نمیزنه پس منم باهاش کاری ندارم

ویو ات بعد از پارتی

جیمین من و رسوند خونه و بعد رفت

منم انقدر خسته بودم وقتی لباسام دروردم سریع خوابم برد

ویو فردا صبح

بیدار شدم گوشیم و چک کردم ولی پیام صبح بخیری از جیمین ندیدم
ولش کن
بلند شدم رفتم کارام و کردم و حرکت کردم سمت خونه ی جیمین

کیلید و انداختم تو در و در و باز کارم دو تا لیوان اون جا بود یکی رژلبی بود

وای نه

رفتم جلو تر دیدم در اتاق جیمین پیش آروم رفتم جلو دیدم جیمین داره روی یه دختر خیمه میزنه


وای نه نه نه نه نه این امکان نداره ولی قیافه ی دختره برام آشنا بود
اوه وایسا ببینم اون همون دخترست که تو پارتی با جیمین داشت حرف میزد
که یهو...

ادامه دارد....

با حمایتاتون انرژی بدین خوشکلا
دیدگاه ها (۲)

سناریو جیمینوقتی بهت خیانت میکنه p1سلام من ات و ۲۹ سالمه و ۵...

یک پارتی اسمات ( دوست ندارید نخونید ) ویو ات سلام من ات هستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط