{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽 23

𝓹𝓪𝓻𝓽 23
ات ویو
رفتم تو دیدم اعضا نیستن رفتم کل خونرو گشتم
ات:اعضا کجان
ات: ته (داد)
ات: کوک(داد)
ات:نامی (داد)
ات:یونگی (داد)
ات: جین(داد)
ات: هوسوک (داد)
ات: جیمین(داد)
همزمان که تو خونه راه میرفت و اتاق اعضارو میگشت
ات:(زد تو پیشونیش) من چه اوسکولم اعضا کمپانین
رفت و یه لباس پوشید و رفت پایین سوار ماشین شد و رفت کمپانی
ات ویو
داشتم میرفتم بالا که یهو یکی دستشو گذاشت لای در آسانسور که در دوباره باز شد دیدم یونجونه
یونجون: سلام
ات: امم سلام
یونجون:ات باید یچی بت بگم
ات: ببخشید کار دارم
از آسانسور پیاده شدم
یونجون: لعنتی
ات: سلام بچه ها
اعضا: سلام ات
ات: ببخشید دیر کردم دوستم یه کار مهم داشت
هوپی: اشکال نداره فقط باید دیرتر برگردیم
ات: من مشکل ندارم؛ شما چی؟
نامی: نه مام مشکل نداریم
ـــــــــــساعت 22:00
شوگا: ات وقتشه بریم
ات: شما برین من یکم دیگه میام
شوگا: زود بیا پس
ات: عا امروز میخوام برم خونه خودم
شوگا: باش خودافظ
ـــــــــــساعت 01:00
ات: دیگه نمیتونم،بزار یه *(اسنپ کره ای)* بگیرم
ات: اَیش خاموشه باید پیاده برم باز خوبه خونم دور نیست....

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
یه پارت دیگه ام میزارم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
دیدگاه ها (۴)

𝓹𝓪𝓻𝓽 ۲۴ات ویو دیدم ساعت یکه منم دیگه نمیکشم خواستم اسنپ *(هم...

☆☆☆☆☆☆☆از نظرتون رمانمو کوتاه کنم با پایان بد یا بلند کنم پا...

𝓹𝓪𝓻𝓽 22همی ویواون وو دستمو کشید انداخت تو یه اتاق و درو بست ...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 19ات ویو برگشتم خونه تا پنکیکارو درست کنم خب من از آجیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط