{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#منم_و_تو

#منم_و_تو
تـو...
همان دوست داشتنے هستی
ڪہ هر صبح
دلم به هرم نفسهایت،
شڪوفه میدهد.
و دستانم سبز میشود از یادت
مرا بنواز با تصنیف لبهایت
ببر تا پرواز ڪبوتران
تا غوغاے سپید یاسها
روشنے بریز در چشم جهان
شُڪر ڪه صبح است و
طلوعے و یادِ یاری
دیدگاه ها (۱)

#منم_و_تو داشتم فکر می‌کردم تا کی از پنجره‌ام به خیابانی زل ...

#منم_و_تو محبوبم!یادمان باشد قرار ما حوالیِ عطر سیب هاست.شما...

#منم_و_تو چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانيمن شیدا چه بگو...

#منم_و_تو شب هایم بدون بازوانتچقدر سرد می شود در خوابمامشب گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط