{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حل شده ام در تو

حل شده ام در تو
آن چنان که آفتاب نمی یابدم،
نه پیکره ای تا سایه ای ماند وُ
نه صدایی که آه
در اعماقش بیآرامد،
همین گونه حریرِ بازوانت را
تا آنسویِ بی انتها
به دورِ نیستی ام حلقه دار،
بی انصافی محض است
لحظه ای در خویش ماندم...بی تو

#عارف_اخوان❤️
دیدگاه ها (۰)

دچار؛ باید بود...دچار یعنی عاشق...#سهراب_سپهری🖤

اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم،تمام روزهای اکنونم را با رِ...

گویند که نور است پس از ظلمت بسیاردل روشن و سبزیم که شب دیر ن...

از دورها می آییو فقط یک چیزیک چیز کوچک در زندگی من جابجا می ...

اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد . او کس...

پارت ۱۸چیزی، انگار احساس بود، به مادارا میگفت که قرار است در...

فریب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط