{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیقرار تو ام ای یار دلم در غم عشق سوخته است

بیقرار تو ام ای یار دلم در غم عشق سوخته است
گر چه در دل همه سوز است و جگر سوخته است

تا چه در سینه من کرد غبار غم تو
که در آن آینه روی تو نظر سوخته است

تا خیال تو به خلوتگه دل ره برد
هر کجا سوخته‌ای شمع سحر سوخته است

دل دیوانه ما از چه نسوزد چون شمع
گر بدانی که ز اشکش جگر افروخته است
دیدگاه ها (۰)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط