{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سر نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو رد پا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم
جای یک رد پا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
خدایاااااا بی نظیری
دیدگاه ها (۵)

چشم های تو چه زیباست خدا رحم کندماه هم محو تماشاست خدا رحم ک...

.

وقتی تو نیستیشادی کلام نا مفهومیستو دوستت میدارم رازیست که د...

(متحرک)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

#متن #تکست#استوری #دلنوشت#رشد#آگاهی#خودشناسی #دکلمه #زیبا #خ...

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

سه قلب یک عشق. پارت 13

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥part 161تنها کاری که تونستم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 110・⁠]⁠ᕗ  صبح که بیدار شدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط