{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
part 161

تنها کاری که تونستم بکنم باز کردن دهنم از ترس و شوك و
بلند کردن دستم و نگه داشتنش جلوي صورتم بود.
نفسم تند شد و اماده درد شدیدی شدم که یه دفعه کمرم
خيلی شدید کشیده شد.
جیغ بلندی کشیدم و پرت شدم يه جايي
سریع و باترس چشمام رو باز کردم. خداي من.. جونگکوک..
جونگکوک کمرم رو کشیده بود و پرتم کرده بود رو زمین و
خودش رو هم کنارم کشیده بود و بدنش رو محافظ سرم
کرده بود.
شوکه و با ترس نگاش کردم
صورتش دقیقا روبروي صورتم بود و یه دستش روي
پهلوم.
چشماش رو بست و فکش رو منقبض کرد و سریع از کنارم بلند شد.
سمت مردي که ترسیده و مضطرب میدویید
برگشت و داد زد : هیچ معلوم هست داري چه غلطي ميکني؟
مرد با ترس گفت : قربان به خداا..بانو به خدا من مقصر نیستم.. اسب رام نشده ایه. من افسارش رو بسته بودم..
جونگکوک خشن داد زد : چطوره افسار تو رو توي اصطبل ببندم؟؟
مرد با ترس شروع کرد به التماس
من همونجور با شوك و ترس در حالیکه اروم نفس نفس
میزدم روی زمین افتاده بودم.
جونگکوک انگار هیچ تمایلي براي بلند کردنم نداشت و با اخم خيلي غليظ بالا سرم وایستاده بود و اصلا نگام نمیکرد.
خدمتكاري سريع جلو اومد و کمکم کرد بلند شم.
به جونگکوک نگاه کردم.صورتش گرفته شد و اروم دستش رو روي شکمش
گذاشت.
سریع و نگران رفتم سمتش وسعی کردم دستش رو که
روی شکمش بود از شکمش جدا کنم و گفتم: چی شد؟ حالت خوبه؟
با خشم و شدید دستم رو پس زد و محکم خودشو عقب کشید و اون نقاب
بي تفاوتي و نفرتش رو روي صورتش
آورد و کوتاه و اروم گفت : خوبم
و سریع ازم فاصله گرفت و رفت.
نفسمو پردرد بیرون دادم و درمونده به رفتنش خیره شدم.
نکنه چیزیش شده باشه؟ خيلي نگرانش بودم.

تا غروب هرجوری بود با نگرانیم سر کردم ولی دیگه نمیشد.
از نگهبانها سراغش رو گرفتم.
گفتن چند ساعتي هست ندیدنش و يکي دوتاشون گفتن
شاید توي اتاقش باشه و اتاقش رو بهم نشون دادن.
مضطرب پشت در اتاقش این پا و اون پا کردم و آخر عزمم رو جزم کردم که بار هرگونه طعنه و کنایه و بدخلقي رو به دوش بکشم ولی از سلامتیش مطمین بشم. ضربه اي به در زدم.
صدايي نيومد. اروم در رو باز کردم و رفتم داخل
نگاهم رو دور تا دور اتاق چرخوندم.
دیدگاه ها (۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 162♡⁠。⁠)⁩دیدمش....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 163♡⁠。⁠)⁩وقتي خ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 160♡⁠。⁠)⁩فکر به...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 159♡⁠。⁠)⁩نفس پر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

my love part 77

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط