دلم یک خواب می خواهد

دلم یک خواب می خواهد
عمیق ، آرام ، طولانی ...
خوابی رها تر از همیشه که مرا از جایی که ایستاده ام بردارد ،
به جایی ببرد که در آن ، هیچ دلیل و انگیزه ای برای اندیشیدن نیست ...
من نیاز دارم کمی از خودم
از جهانی که ساخته ام
از آدم هایی که شناخته ام ؛
دور باشم ...
جایی در آنسوی واقعیت ها ، در سکوتی مطلق ، بخوابم و در خلسه ای عمیق ؛ هرچیز که دیده ام ، شنیده ام ، و فهمیده ام را فراموش کنم
من نیاز دارم کمی خودم را به نفهمیدن بزنم ،
من نیاز دارم کمی جدی تر از همیشه ، بخوابم ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲)

مـن بـراے آنڪـہ چیـزے از خـود بـہ تـو بـــــفهـمانـم جــز چش...

آرام شدہ ام ...مثل درختے در پاییز ، وقتے تَمـــام برگ‌هایَــ...

پارت دو

الماس من پارت ۱۵ جز جئون جونگکوک. او از ماشین پیاده شد قدم ز...

ᴘᴀʀᴛ20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط