{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#برشی_از_یک_کتاب 📚

#برشی_از_یک_کتاب 📚

من با استعداد بودم . یعنی هستم . بعضی وقتها به دستهایم نگاه می کنم و فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی بشوم . یا یک چیز دیگر . ولی دستهایم چکار کرده اند؟ یک جایم را خارانده اند ٫ چک نوشته اند ٫ بند کفش بسته اند ٫ سیفون کشیده اند و غیره . دستهایم را حرام کرده ام . همین طور ذهنم را

#چارلز_بوکوفسکی
از کتاب : عامه پسند
دیدگاه ها (۷)

همه چی از دور قشنگه ، حتی آدمها!نزدیک که میشی گندش در میاد.....

بعضی ها هم خاطره نمی شوند، میشوند معیار برای سنجش همه آدم ها...

بعد از ظهرهای جمعهحول و حوش ساعت هفتمنتظر تماسش بودمزنگ می ز...

یادی از گذشته ها و دوران کودکی هایمانچقدر دلم برای آن کوچه م...

من با استعداد بودم. یعنی هستم، بعضی وقت ها به دست هایم نگاه ...

من با استعداد بودم. یعنی هستم؛بعضی وقت ها به دست هایم نگاه م...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط