روزها رفتند و #تو به #یاد نیاوردی که

روزها رفتند و #تو به #یاد نیاوردی که
آنجا در آن گوشه‌ی متروک #قلبت عشقی جا مانده
#عشقی زخم خورده که بی‌تابانه می‌نالد: روشنایی‌ام بخش، روزها رفتند و ما به هم نرسیدیم،
#تو آن سوی مرزهای رویایی در افقی که ناشناخته‌ها را در آغوش گرفته
و من قدم می‌زنم می‌بینم می‌خوابم
و به فرداهای روشنی دل خوش می‌کنم که با شتاب به #گذشته‌ی برباد رفته‌ام می‌پیوندند،
روزهایم طعمه‌ی افسوس‌ها شدند
کی خواهی #آمد ؟
دیدگاه ها (۱)

روزها رفتند و تو به یاد نیاوردی که آنجا، در آن گوشه ی متروک ...

روزها رفتندو تو به یاد نیاوردیکه آنجادر آن گوشه ی متروک قلبت...

عشق از دیدگاه متولدین 12 ماه سالمتولدین فروردین ماه :به سوی ...

متولدین فروردین ماه :به سوی من بیا تا  تو را حس کنم و دنیا خ...

عشق از نظر ماه های مختلفمتولدین فروردین ماه :به سوی من بیاتا...

متولدین فروردین ماه : به سوی من بیا تاتو را حس کنم و دنیا خو...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

شعرهایی از رفیق صابر

عشق در یک کافه:)🎀---تابستان در سئول زیبایی خاصی داشت. هوا گر...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط