{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من در تپش فاصله ها سوخت بیا

دل من در تپش فاصله ها سوخت بیا

اشک چشمم لب خندان مرا دوخت بیا

تا کجا میبری ام تا به کجا خواهی رفت

بی تو این خسته ی جان مرگ بیاموخت بیا.
دیدگاه ها (۱)

تو گذر کردنت از باغ انار آسان بود..دل خونین من اما، چه تر...

داغتریـن آغـوش هـــارا از تنت و شیـرین تـرینبــوسـه هـا را ا...

میخواهمت . . . ولی . . . دوری . . .خیلی خیلی دورنه دستم به د...

به چه مشغوٖل کنم دیده و دل را که مدام دل تــو را ...

عاشقانه بیاد بابامحمدم

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

من از چه میترسم؟ از چشمانت آری درست شنیدی از آن دو قهوه ای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط