{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا دوستم نداری

چرا دوستم نداری۲
part ²
سوا ساکت شد که یهو کوک سوا انداخت تو ماشین و سر سوا خورد به بالای ماشین

سوا:آرومتر

کوک‌ هیچی نگفت و سوا عادی نشست تو ماشین و به بیرون نگاه میکرد و گفت
سوا:کجا داری منو میبری

کوک:خفه شو خیلی حرف میزنی

سوا:هی با من درست صحبت من مثل بقیه دختر ها نیستم برات ناز کنم فهمیدی
سوا به بیرون نگاه کرد شاید یکم ترسیده باشه و جلوی کوک نشون نمیده

کوک:فکر کردی اصلا به تو نیاز دارم و فقط تو خدمتکار خونه ی منی نه بیشتر فکر کردی الان میبرمت خونه و میگم اره ملکه عشقم بیا با هم ازدواج کنیم نخیر دختر جون از این خبر مبرا نیست من کلی دختر دور اطرافم دارم توی هرزه نیازی ندارم

سوا:هی من هرزه نیستم من هنوز دخترم تا حالا حتی یه دوست پسرم نداشتم بعد تو کی باشی که به من بگی هرزه هااا من مثل دختر های دیگه نیستم که هرشب بخاطر اینکه زیر یه نفرن پول میگیرن من کار میکنم درس میخونم فکر ‌کردی پس چی ها فکر کردی منم مثل اون ها هستم ها من صبح دانشگاه ظهر سرکار جای دیگه عصر جای دیگه شب توی خراب شده جون بکنم که تو به من بگی هرزه هااااااا(آخرش رو با داد گفت)

کوک هیچی نگفت و سر شو برگردوند و اصلا به سوا نگاه نکرد و سوا به بیرون نگاه کرد و آروم بی صدا شروع به گریه کرد بدون هیچ صدایی

سوا:بریم خونه ی من من کیف دانشگاهمو بردارم

کوک هیچی نگفت و با سر تایید وبعد از چند دقیقه رسیدن جلو در خونه ی سوا سوا پیاده شد و رفت داخل وقتی سوا رفت

کوک گفت: واقعا دختر بیچاره ایه راست میگه من تا حالا دختر که باکره باشه رو ندیده بودم با اینکه تو بار کار میکنه ولی باکره هستش

بادیگاردش تایید کرد و گفت :رئیس منم همسر باکره بود خودم پردشو زدم

کوک:یعنی میشه منم همیچین دختری داشته باشم

سوا اومد بیرون و بدون هیچ حرفی سوار ماشین شد نه فراری نه ترسی نه چیزی فقط سوار شد کوک به بادیگارد گفت حرکت کنه
رفتن خونه و کوک اجتماعی رو صدا زد و سوا رو بهش معرفی کرد و گفت اتاقشو پیش اتاق خودم بزار تازه بکنش خدمتکار شخصی من
اجوما تایید کرد و سوا رو برد اتاقش و.....


خب اصلا نه دنبال کننده
کلا دوتا لایک برای هر کدوم از پست ها
ولی گزاشتم لطفا حمایت کنید خواهش میکنم
دیدگاه ها (۰)

part 3 چرا دوستم نداری

طرحی خودم

چرا دوستم نداری1part ¹ویو سوامثل همیشه بعد از سر کار میرفتم ...

معرفی فیک

Jungkook_roman_وقتی طلسم شده تا عاشقت باشه_Part7با سر تأیید ...

Part 21 — No escape "탈출 불가"یه لبخند محو نشست رو لب‌های فلیکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط