دردِ عشقی کشیده ام که فقط....
دردِ عشقی کشیده ام که فقط....
هر که باشد دچار می فهمد...
شرحِ تنهاییِ مرا امروز ....
مادری داغدار می فهمد!
...
دودمانم به باد رفت، امّا....
هیچ کس جز خودم مقصّر نیست...
مثلِ یک ایستگاهِ متروکم....
حسرتم را قطار می فهمد!
...
هر قدم آمدی کنار من....
چند قدم دور تر شدم از تو...
علّتِ شکِّ سجده هایم را....
« مُهرِ رکعت شمار» می فهمد!
...
بد شدم نخواستم حتّی ...
یک دقیقه برای تو باشم...
ارزش یک دقیقه را تنها ...
مُجرمِ پای دار می فهمد..
شهر، بعد از نگاهتان در من...
با جهنّم برابری می کرد...
غربتِ آخرین قرارم را...
آدمِ بی قرار می¬فهمد..
هر که باشد دچار می فهمد...
شرحِ تنهاییِ مرا امروز ....
مادری داغدار می فهمد!
...
دودمانم به باد رفت، امّا....
هیچ کس جز خودم مقصّر نیست...
مثلِ یک ایستگاهِ متروکم....
حسرتم را قطار می فهمد!
...
هر قدم آمدی کنار من....
چند قدم دور تر شدم از تو...
علّتِ شکِّ سجده هایم را....
« مُهرِ رکعت شمار» می فهمد!
...
بد شدم نخواستم حتّی ...
یک دقیقه برای تو باشم...
ارزش یک دقیقه را تنها ...
مُجرمِ پای دار می فهمد..
شهر، بعد از نگاهتان در من...
با جهنّم برابری می کرد...
غربتِ آخرین قرارم را...
آدمِ بی قرار می¬فهمد..
- ۶۹۹
- ۲۱ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط