{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنم

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنم
این شکستن های بر جا مانده را درمان کنم

عاشقت باشم ولی عمدا فقــط دورت کنم
له شدن های غــرورم را کمی جبـران کنم

روبرویت هی بخندم بی خیالی طـی کنم
در نبودت خویش را در شاعری عریان کنم

رشـد کرده در درونم ریشه ای با نــام تو
در نظـر دارم تبـر بردارم و ویـــران کـنم

خسته ام از این نقاب لعنتی بر چــهره ام
نه نمی خواهم تو را در بودنم کتمان کنم

ابر بغض آلوده ام باید ببارم بـی هـــوا
در توانم نیست بـاران باشم و پنهان کنم
دیدگاه ها (۵)

گر بمانی با دلم با تو نفس خواهم کشید آتش عشق تو...

عاشقی درد است و تحقیر است ، فکرش را نکن.دست و پا گیر است و ز...

اگرتمام دنیا را هم یک جا به من بدهندبا یک لحظه آغوشت عوض نمی...

حکـــــــــــــــــــــایت من…حکایت کسی بود که عاشق دریا بود...

part29

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁰دوهیون با هیجان،شروع کرد به جمع کردنِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط