{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت: "چه غمگین است، که در "بند" باشی و وزنه ای سنگین، به

گفت: "چه غمگین است، که در "بند" باشی و وزنه ای سنگین، به پاهایت بسته باشند..."
.
گفتم : "و غمگینتر آن است،
که قلب، وزنه باشد،
سینه سلول،
و هر جا روی، زندان کوچکت را با خود ببری"

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۲)

گفت اگر مجبور باشی، از میان غم و تنهایی، کدام را انتخاب میک...

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمتبر سینه می فشارمت، اما ندارمتا...

از بس مواظب بودم تا کسی را نشکنمبه خودم که نگاه می کنمتکه تک...

مرد بی رحم

روزگاری در گذشته‌هایِ دور، ساکنِ اقلیمِ بی‌خیالی بودیم؛ همان...

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط