ویو ات
ویو ات
ات(.)
ته(!)
. با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش کردم دیدم رنگش پریده
دستمو روی پیشونیش گذاشتم تب داشت خیلی زیاد
! ات چیه
. تب داری
! چیزی نیست
. هیسس بخواب الان میام
رفتم براش اب و دارو اوردم لج کرده بود نمیخورد
.ته لطفا فقط همینو بخور
! نمیخامممممممم
اروم نشستم بقلش
دستمو روی سرش گذاشتم و گفتم پسر کوچولو چرا باهام لج میکنی ها ؟
......!
.قهری؟
!نخیر
. ای خدا
اروم سرشو گذاشتم روی سینه ام و نوازشش کردم کم کم گاردش رو اورد پایین اروم دارو هارو بهش دادم و خورد
. غذا برات چی درست کنم
! اممم نمیدونم
. (خنده )
! چرا میخندی
. هیچی وایسا برات سوپ بیارم
! سوپ نمیخواهم
. چی میخوای
! سوپ
.(😂😂خنده 😂😂)
. باشه باشه الان میارم برات
The End 🥹💋
ات(.)
ته(!)
. با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش کردم دیدم رنگش پریده
دستمو روی پیشونیش گذاشتم تب داشت خیلی زیاد
! ات چیه
. تب داری
! چیزی نیست
. هیسس بخواب الان میام
رفتم براش اب و دارو اوردم لج کرده بود نمیخورد
.ته لطفا فقط همینو بخور
! نمیخامممممممم
اروم نشستم بقلش
دستمو روی سرش گذاشتم و گفتم پسر کوچولو چرا باهام لج میکنی ها ؟
......!
.قهری؟
!نخیر
. ای خدا
اروم سرشو گذاشتم روی سینه ام و نوازشش کردم کم کم گاردش رو اورد پایین اروم دارو هارو بهش دادم و خورد
. غذا برات چی درست کنم
! اممم نمیدونم
. (خنده )
! چرا میخندی
. هیچی وایسا برات سوپ بیارم
! سوپ نمیخواهم
. چی میخوای
! سوپ
.(😂😂خنده 😂😂)
. باشه باشه الان میارم برات
The End 🥹💋
- ۲۱۴
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط