{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان تار ... زمین تور ... خیابان تیر است

آسمان تار ... زمین تور ... خیابان تیر است
«آه» این کوچہ قدمگاه کدامین شیر است
من کجا با کہ قراری ابدے داشتہ ام
در تابوت تو را پنجره انگاشتہ ام
کے کلاه از سرم افتاد ‌، زمستان آمد
کے دو تا ابر بهم خورد کہ #باران آمد
من کجا دست بہ یال تو زدم سنگ شدم
کے قلم دست تو افتاد کہ من رنگ شدم
چتر با یاد تو ساییدم و باران آمد
با تو از بادنما گفتم و طوفان آمد
آمدے نعش غزل باختہ را جان بدهے
جنگل سوخته را وعده ی #باران بدهے
هر کجا راه زدم صورت او را دیدم
در خودم چاه زدم صورت او را دیدم
نم شدے ... رود شدے ... آتش نمرود شدے
آنور قوس رصد خانه ے من دود شدے
ایستادے خفہ شد ناے بیابانے من
راه رفتے عرق افتاد بہ پیشانے من
خوشہ انگورے و انگور نمےدانے چیست
مو برآشفتے و #منصور نمےدانے چیست
تو عسل مےخورے و زندگےات شیرین است
مرگ در لانہ زنبور نمےدانے چیست
دختر ابرو کمان‌دار کمین کرده ے من
سر جدا کردے و ساتور نمےدانے چیست
متولد شده در #شعر جنینے کہ تویے
نابکارم چہ بکارم بہ زمینے کہ تویے
برفے و کوه براے تو نشیمنگاه است
«آه» اگر آب شود قله نشینے کہ تویے
سر عقل آمده‌ام ، پا بگذارم بانو
سر زانوے خودم سر بگذارم بانو
من کہ باشم کہ از آغوش تو سودے ببرم
من همین بس کہ از آتشکده دودے ببرم
آے سرکرده در پرده ے تنبور بہ دست
چار مضراب بزن یکسره بر هر چہ کہ هست
پل نبستم کہ بہ آغوش تو سر بسپارم
پل شکستم کہ بہ رود تو قدم بگذارم
.
.
.
خوشه انگورے و انگور نمےدانے چیست
مو برآشفتے و #منصور نمےدانے چیست




#احسان_افشاری
دیدگاه ها (۱۷)

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

313بغل گشوده برایش دوباره حاج احمدرسیده قاسمش از راه، غرق خو...

تو میراث بهارانی و من هم زادهء بارانبگو کی میرسد فصل جدایی ه...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️جنا دست پاندورا را محکم گرفت.«باید بریم.»ا...

رمان تهیونگ و جنی

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط