{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

لباس های پاره شده و زخم هایی رو بدنم ولو شده رو تخت در ...

لباس های پاره شده و زخم هایی رو بدنم ولو شده رو تخت در حالی که هوای بیرون به موهام میخوره یه سنگ سنگین روی قلبم حس میکنم انگار میخواد منو به کشتن بده فکرهایی که سر و صداشون دارن منو تا حد مرگ میبرن گشادیم نمیذاشت بلند شم و یه ابی به سر و صورتم بزنم همینجوری به سقف خیره شده و درحال فکر های ناجور سیگاری را در گوشه سویشرتم پیدا کردم و انداختم گوشه لبام و روشنش کردم تاثیر خوبی داشت.
دیدگاه ها (۰)

لە باڵندەکانەوە فێربە..هەر شوینێک سارد بوو بەجـێی بهێڵه!

باید میگفتم برگرد ولی دوردونه خواهش میکنم اینبار بر نگرد...

ولی دروردونه زود رفتی...

ولی شیپی که خیلی شبیهش بودیم یونمین بود

پارت ۴۲صدای دریا بودبوی آب منو تو خودش غرق کرده بودبعد از چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط