.. میروم تا درمیخانه کمی مست کنم
.. میروم تا درمیخانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم، آنچه نبایست کنم
بیخیال همه کس باشم و دریا باشم
دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم
آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود
ساقیا در بدنم نیست توان، جام بده
گور بابای غم هر دو جهان جام بده
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به مردانگی عادت بکند...
جرعه بالا بزنم، آنچه نبایست کنم
بیخیال همه کس باشم و دریا باشم
دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم
آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود
ساقیا در بدنم نیست توان، جام بده
گور بابای غم هر دو جهان جام بده
برود هرکه دلش خواست شکایت بکند
شهر باید به مردانگی عادت بکند...
- ۳.۸k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط