عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذارید مرا
عاشقم ، سوخته ام ، وا بگذارید مرا
لحظه اى با د ل شیدا بگذارید مرا
من در افتاده ام از پا دگر اى همسفران
ببرید از من و تنها بگذارید مرا
سرنوشت من و دل بی سرو سامانی بود
به قضا و قدر این جا بگذارید مرا
عاقلان ، راه سلامت به شما ارزانی
من كه مجنونم و رسوا بگذارید مرا
خسته و كوفته از شور و شر زندگی
یكدم آسوده ز غوغا بگذارید مرا
تلخكامم كه به غمخوارى من بنشینید
شاد از آنم كه به غمها بگذارید مرا
دل دیوانه عاشق ، نشود پند پذیر
بهتر آنست به خود وا بگذارید مرا.
لحظه اى با د ل شیدا بگذارید مرا
من در افتاده ام از پا دگر اى همسفران
ببرید از من و تنها بگذارید مرا
سرنوشت من و دل بی سرو سامانی بود
به قضا و قدر این جا بگذارید مرا
عاقلان ، راه سلامت به شما ارزانی
من كه مجنونم و رسوا بگذارید مرا
خسته و كوفته از شور و شر زندگی
یكدم آسوده ز غوغا بگذارید مرا
تلخكامم كه به غمخوارى من بنشینید
شاد از آنم كه به غمها بگذارید مرا
دل دیوانه عاشق ، نشود پند پذیر
بهتر آنست به خود وا بگذارید مرا.
- ۴۸۵
- ۱۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط