زن ،واژه ای ناتمام نیست که درکنارمرد، سطرشود٠
زن ،واژه ای ناتمام نیست که درکنارمرد، سطرشود٠
زن شعری ازاحساس است که مبنای تمام تغزل های عاشقانه است٠ زن موجودی ضعیف نیست که درکنارمرد، به قدرت برسد، بلکه تکیه گاهی به استحکام کوه است که هرمردی به بازوانش محتاج است٠ زن، رودی ازاشک نیست که باهرتلنگری، جاری شود، دریایی ازعاطفه است که سونامی قلب هرمردی است٠
زن، عروسکی خوش آب ورنگ نیست که شمع محفل مردان شود، چراغیست که تا ابد هرخانه ای، محتاج نورش است٠
زن، صندوقچه کوچکی نیست که فقط خاطرات قدیمی رادرخود جای دهد، بلکه گنجینه ای ازهمه ی معجزات الهی است٠
آری! زن، کیمیایی است که اساس خلقت بشر، یعنی مبنا و معنای عشق است وتاجهان باقیست ، حضورش، وجودش، احساسش، لبخندش، عشقش و... ستودنی است.
زن شعری ازاحساس است که مبنای تمام تغزل های عاشقانه است٠ زن موجودی ضعیف نیست که درکنارمرد، به قدرت برسد، بلکه تکیه گاهی به استحکام کوه است که هرمردی به بازوانش محتاج است٠ زن، رودی ازاشک نیست که باهرتلنگری، جاری شود، دریایی ازعاطفه است که سونامی قلب هرمردی است٠
زن، عروسکی خوش آب ورنگ نیست که شمع محفل مردان شود، چراغیست که تا ابد هرخانه ای، محتاج نورش است٠
زن، صندوقچه کوچکی نیست که فقط خاطرات قدیمی رادرخود جای دهد، بلکه گنجینه ای ازهمه ی معجزات الهی است٠
آری! زن، کیمیایی است که اساس خلقت بشر، یعنی مبنا و معنای عشق است وتاجهان باقیست ، حضورش، وجودش، احساسش، لبخندش، عشقش و... ستودنی است.
- ۹۹۵
- ۲۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط