تو دیدی حامد جوونی که بی شماره غمش..
تو دیدی حامد جوونی که بی شماره غمش..
این جوونی شطرنجی که کیش و مات تهش..
جوونی که روش نا امیدی دربست سواره..
پل پشت سرش ریخته راه برگشت نداره..
همچون دو خط موازی با نقش و طرح سفال..
همچون دو سیبی که سوخته در حد طعم زغال..
همچون قهوه ای که تو فنجون نقش نمی بنده..
همون فالی که دروغه و بخت نمی چرخه..
تو دیدی جوونی که اهل قمار و شوخی نیست..
نه اهل مواده اون فقط خمار موسیقیست..
چه شبایی که سیگار به لب بیدار نشسته..
چه روزایی که تو خیابون گیتار به دسته..
این جوونی شطرنجی که کیش و مات تهش..
جوونی که روش نا امیدی دربست سواره..
پل پشت سرش ریخته راه برگشت نداره..
همچون دو خط موازی با نقش و طرح سفال..
همچون دو سیبی که سوخته در حد طعم زغال..
همچون قهوه ای که تو فنجون نقش نمی بنده..
همون فالی که دروغه و بخت نمی چرخه..
تو دیدی جوونی که اهل قمار و شوخی نیست..
نه اهل مواده اون فقط خمار موسیقیست..
چه شبایی که سیگار به لب بیدار نشسته..
چه روزایی که تو خیابون گیتار به دسته..
- ۲۸۳
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط