{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما امروز

اما امروز
در محاصره پنجره‌های پاییز
می‌خواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم
چیزی بپوشم
و تو را ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفه های شب بو صدا کنم .


#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

در گذرگاه نگاه تو گرفتارانند من به سرپنجه مهر تو گرفتارترین ...

اجل می ترسد از خواب پریشانی که من دارمبه سختی می رود از پیکر...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#تو را که صدا می زنم؛#مهتا...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

کاش می شد …تمام داستان های دنیا رااز دهان تو بشنوم !تمام عاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط