{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما امروز

اما امروز
در محاصره پنجره‌های پاییز
می‌خواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم
چیزی بپوشم
و تو را ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفه های شب بو صدا کنم .


#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۱)

نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.نیاز دارم که آتش کوچکی...

عاشقانه های شبنم

🌹ای کاش می‌توانستم بگویم که با من چه میکنیتو جانی در جانم می...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

گوشواری به دو گوشم می‌آويزماز دو #گيلاس سرخ همزادو به ناخن‌ه...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

پروردگاراامروزم را چون هر روزبا نام تو آغاز می کنمصبحی چنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط