{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تُ همان…

تُ همان…
عطر گل یاس و نسیم سحری…
که‌ اگر صبح نباشی…
نفسی در من نیست…
دیدگاه ها (۲)

وچهعطریبهتر ازرایحه ی ناب تنتکه به صبح دل منناب ترین ناب شدی...

دوست داشتن ریاضی نیستتابع دلیل و برهان نیستتنها دلی میخواهد ...

بیا باهم یک بازی قشنگ کنیمکه جایزه ش بوسه باشدمثلاچشمهایم را...

منتظرمیک نفر بیاید که حواسش یک سره،در حیاط خیال من ول بچرخدی...

علیرضاافتخاریصبح خندان ز کجا آمده ایکه چنین عقده گشا آمده ای...

تو همان شیشه ی عطر گل یاسی

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط