{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروب که شد ،

غروب که شد ،
هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان
چایی دم کن
عطر یاس را در فضای خانه پراکنده کن
چند شاخه گل نرگس روی میزم بگذار
هوا که گرگ و میش شد
پنجره را باز کن
این خانه در نبودنت خانه نیست
تو همان پنجره ای هستی
برای این خانه ی بی در!
دیدگاه ها (۱)

برای من همیشهادبیات سخت تر از ریاضی بود!منطقی بود که دو ضرب ...

زیباترین اتفاق،نه فتح جهان استو نه رسیدن به آرزوها؛زیباترین ...

و کافه های غروب راباران رااسب ها و جاده ها رابایددنیا رازندگ...

هیچ می‌دانید کار من به کجا کشیده بود؟من مجبور بودم سالگرد رو...

تکاپو وارت 64:دو خانه، دوقلب🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو هفته بعد از حادثه…س...

پارت ۴۲:هم آغوش عشق(جیمین)با وجود اینکه دراز کشیده بودم سرم ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط