{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
سر من بر آستان سر کوی یار بادا

دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد
به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا

چو رضای او در آنست که دردمند باشم
غم و درد او نصیب من دردخوار بادا

چو باختیار کردم دل و جان فدای آن رخ
گر ازو کنم جدایی نه باختیار بادا
دیدگاه ها (۰)

ڪم آورده ام..!!بیا برڪَردیم بہ ڪَذشتہ...این بار من مےروم تو ...

تقدیم+بِ+تمامِ+بهمن‌ماهی‌هایِ+گُل+ودوست‌داشتنی،+تولدتون+مبار...

میزنم چنگ به این سازبرای دل تنـــهای خودمسر دهم نغمه پر در...

مستیم و ساز بی خبری ساز کرده‌ایمغم را به حیله از سر خود باز ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 بیا، تا بیدلان را زار بینی روان خستگا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای دل من ترا بشارت باد که ترا من به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط