مستیم و ساز بی خبری ساز کردهایم
مستیم و ساز بی خبری ساز کردهایم
غم را به حیله از سر خود باز کردهایم
ای گلبن مراد، مکن سرکشی، مکن
کز آشیان به بوی تو پرواز کردهایم
بر کندهایم خانهٔ هستی، به موج اشک
ما، کار سیل خانه بر انداز کردهایم
از داغ آتشین لب او همچو نای و نی
دل را به ناله، زمزمه پرداز کردهایم
چون شبنمی که بر ورق گل چکد، رهی
اشکی نثارِ خواجه شیراز کردهایم
غم را به حیله از سر خود باز کردهایم
ای گلبن مراد، مکن سرکشی، مکن
کز آشیان به بوی تو پرواز کردهایم
بر کندهایم خانهٔ هستی، به موج اشک
ما، کار سیل خانه بر انداز کردهایم
از داغ آتشین لب او همچو نای و نی
دل را به ناله، زمزمه پرداز کردهایم
چون شبنمی که بر ورق گل چکد، رهی
اشکی نثارِ خواجه شیراز کردهایم
- ۵.۴k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط